المسعودي ( مترجم : م . ابو القاسم پاينده )
246
التنبيه والإشراف ( فارسي )
پيغمبر خدا صلى الله عليه و سلم بفرمود تا عدهاى را بكشند ، از آن جمله عبد الله بن سعد بن بى سرح بن حبيب بن جذيمة بن نصر بن مالك بن حسل بن عامر بن لوى برادر مادرى عثمان عفان و يكى از نويسندگان وحى بود كه از مسلمانى بگشته و به مكه رفته بود . وقتى پيغمبر بكشتن او فرمان داد عثمان او را پنهان كرد ، آنگاه وى را پيش پيغمبر صلى الله عليه و سلم آورد و تقاضاى عفو او را كرد . پيغمبر صلى الله عليه و سلم مدتى خاموش بود سپس قبول كرد . وقتى عثمان او را ببرد پيغمبر صلى الله عليه و سلم به يارانش كه حضور داشتند گفت : « به خدا خاموش ماندم كه يكى از شما برخيزد و گردن او را بزند . » يكى از انصار گفت : « اى پيغمبر خدا چرا اشاره نكردى ؟ » گفت : « پيغمبر با اشاره كسى را نميكشد . » و هم از آن جمله عبد الله بن خطل از بنى تيم بن غالب بن فهر بن مالك بود و بقولى نام وى هلال بن خطل بود و ابن خطل عبد الله نام داشت . پيغمبر خدا صلى الله عليه و سلم ابن خطل را براى گرفتن زكات فرستاده بود و يكى از انصار با غلامش همراه وى بود و او غلام را به علت مخالفتى كه با او كرده بود بكشت و از مسلمانى بگشت . وى دو كنيز آوازه خوان داشت كه هجاى پيغمبر صلى الله عليه و سلم را به آواز ميخواندند . پيغمبر بگفت تا آنها را نيز با وى بكشند . و هم مقيس بن حبابه از بنى كلب بن عوف بن كعب بن عامر بن ليث بن بكر ابن عبد مناة بن كنانة بن خزيمة بن مدركة بن الياس بن مضر بود ، وى يكى از انصار را كه برادر وى را بخطا كشته بود بكشت و از اسلام بگشت و به مكه رفت . و هم عكرمة بن ابى جهل مخزومى و حويرث بن نقيذ بن وهب بن عبد بن قصى ، وى از جمله كسانى بود كه پيغمبر را به مكه آزار ميكرد و على بن ابى طالب او را بكشت . و هم ساره كه آزادشدهء بنى عبد المطلب بود و او نيز در مكه به پيغمبر آزار